X
تبلیغات
زولا

پاورقی
 
قالب وبلاگ

درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن

سپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام کن

 اگرچه تیغ زمانه نکرد آرام ام،

تو با سیاست ابروی خویش رام ام کن

به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من

بگیر تنگ در آغوش و قتل عام ام کن

شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را

به پاس این همه سرگشتگی به نام ام کن

شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم...

اگر که باب دلت نیستم حرام ام کن

لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم

تو مرحمت کن و با بوسه ای تمام ام کن

[ چهارشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1392 ] [ 01:13 ق.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 11443