X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

پاورقی
 
قالب وبلاگ

چه خوب بود از سر احساسات حرفایی نمی زدیم که بعد هی دعا کنیم که خدا کنه فلانی حرفمونو نشنیده باشه، یا پشیمون بشیم که ای کاش اون حرفهارو نمی زدیم.خیلی مواقع چند کلمه حرفی که در دهانم اسیر بود و زدم و عمری خودمو اسیر اون حرفها کردم.

تا حالا پیش اومده که خیلی از یه حادثه یا اتفاقی ناراحت باشه و بخواهی مقصرشو تکه تکه کنی ولی بعد از گذشت زمان و یک وعده خواب و فروکش کردن احساسات و دایرکت شدن اطلاعات در سر جای خودش تو مغز ،بگی شاید حق با فلانی بود یا یاد کارهای خوب اون شخص افتادید و با خودت می گی بی خیال ولش کن.وقتی ما در شرایط ایده آلیم و خواب راحتی می کنیم ذهنمون اطلاعات و پردازش می کنه و هر اطلاعاتی رو در جای مناسبش بایگانی می کنه که این فرایند از اعتبار احساسات می کاهد و جنبه های منطقی رو تقویت می کنه.

به نظرم هر گاه ندانستید یا شک کردید که یه حرفی رو بزنید یا نز نید، یه نفس عمیق بکشید و از خیر گفتنش، تا ایمان به درستی بیانش،بگذرید.

[ پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 11288